تبلیغات
شراب طهور
 
                                                        


  • کل بازدیدها :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

Natural-Law-and-Natural-Rights-Finnis-John-9780199599141

کتاب لاتین/ قانون طبیعی، حقوق طبیعی، جان فینیس، انتشارات دانشگاه آکسفورد ۱۹۸۰، ۵۰۰ صفحه + واژه‌نامه + نمایه، ۳۹ $.

Finnis, John. Natural law and natural rights. Oxford University Press, 2011.

نویسنده و فیلسوف حقوقی “جان فینیس”[۱]، استاد دانشگاه آکسفورد و  دانشگاه نوتر دام مشهورترین طرفدار مکتب حقوق طبیعى و احیاکننده سنت آکوئینى در فلسفه اخلاق و فلسفه حقوق در عصر حاضر است.او حقوق طبیعى را پایه و اساس نظریه اخلاقى خود در مشهورترین کتابش به نام «قانون طبیعى و حقوق طبیعى‏»[۲] (۱۹۸۰) قرار داد. فینیس فیلسوفی بود که با قرائتی نوین از آموزه‌های مکتب حقوق طبیعی سلطه و انحصار نگاه پوزیتویستی به فلسفه حقوق  را که سالها سکه رایج محافل و مجامع فلسفه حقوقی بود درهم شکست و با نقد آرا و نظریات هربرت هارت و جان اوستین طرحی نو در احیائ سنت حقوقی طبیعی در انداخت.

کتاب “قانون طبیعی،حقوق طبیعی” ،که در واقع مهمترین کتاب فینیس است، امروزه یکی از منابع غیر قابل چشم پوشی برای دانشجویان فلسفه حقوق است چراکه علاوه بر نگاه انتقادی و سلبی به مکتب پوزیتیویستی حقوقی صبغه ایجابی و اثباتی پر رنگی در احیا مبانی حقوقی طبیعی دارد.

بخش آغازین کتاب حاوی مباحثی پیرامون مبانی تحلیلی فلسفه حقوق درقرن اخیر است و نیز انتقادهایی به مبانی مکتب حقوقی پوزیتویستی که اساسا از دیدگاه فینیس علت انحراف حقوق از کارویژه اصلیش نفوذ گفتمان این مکتب است. وی در این بخش بیان می‌دارد انفکاک میان “است” و “باید”[۳] که در اثر آرائ فیلسوفان پوزیتیویستی حاصل شد حقوق را با چالش اخلاقی مواجه کرد و زمینه ساز بی عدالتی های فراوانی گردید.
او در بخش دوم کتاب استدلالات خود در باب قرائتی نوین از حقوق طبیعی را ارائه می‌کند.  اساس نظریه‏ی او  را تعدادى از خیرهاى ذاتى به نام «خیرهاى مشترک‏»
[۴]  تشکیل داده‏اند. فینیس با مبنا قرار دادن یک پرسش ارسطویی که” چه چیزی موجد یک زندگی ارزشمند و مطلوب است؟” هفت شکل مبنایی برای شکوفایی انسان[۵] را احصا می‌کند و ادعا می‌کند این موارد اصیل ترین و بدیهی‌ترین خیرات هستند.....

 

 
 

۱-حیات و سلامت: فینیس، شوق انسان به صیانت نفس نیز تمایل به حفظ خود در برابر همه موانع زندگى و یا سلامتى را نشانه‏اى بر وجود این خیر (و نه دلیلى براى آن چون که بدیهى است) – قرار داده است.
۲- دانش: مراد او از دانش هرگونه کمال علمى است که به خودى خود مطلوب است نه این‏که به دلیل ابزارى بودنش در راه دستیابى به امر دیگرى مطلوب باشد.وى میل به پرسش و کنجکاوى و حقیقت‏جویى را در انسان نشانه وجود این خیر (و نه دلیلى براى آن) مى‏داند.
۳- تفریح [و سرگرمى] : فینیس در این‏باره مى‏گوید :”سومین جنبه اصل سعادت بشر، تفریح است.گروه محدودى از اخلاق‏گرایان که خیرهاى بشرى را تحلیل مى‏کنند، از این ارزش اصیل [یعنى عنصر تفریح و سرگرمى] غفلت نموده‏اند. اما یک [دانشمند ]انسان‏شناس، این عنصر عظیم و غیر قابل تحویل در فرهنگ بشرى را از نظر دور نمى‏دارد.هر یک از ما مى‏توانیم با اهمیت هرچه بیشتر، بخش عمده سرگرمى خود را در اعمالى ببینیم که فراتر از انجام آنها، هدفى وجود ندارد.آنها به خودى خود مطلوب و لذت بخش‏اند.این اعمال ممکن است در خلوت یا جلوت صورت گیرد. ذهنى یا بدنى باشد.آسان یا دشوار باشد.با تشریفات زیاد و یا نسبتا خودمانى و به طور عادى انجام شود.»
[۶]

۴- تجربه زیبایى شناختى [هنر]: مراد فینیس از زیبایى، مفهومى عام است که زیبایى‏هاى ظاهرى طبیعى و غیرطبیعى و نیز زیبایى‏هاى باطنى و معنوى را در برمى‏گیرد.
۵- معاشرت اجتماعى (دوستى و رفاقت) ، وى معاشرت و اجتماعى بودن را مفهومى وسیع و دامنه‏دار که بارزترین و شاخص‏ترین نمونه آن، دوستى و رفاقت‏با دیگران است.وى در کتاب «حقوق طبیعى و قانون طبیعى‏» مى‏گوید: «رفاقت، مستلزم کار کردن به خاطر اهداف رفیق و خوشبختى اوست.دوست‏بودن با حداقل یک نفر دیگر، نوع بنیادین خیر [براى انسان ] است.»
[۷]
۶- عقلانیت عملى: جان فینیس در این‏باره آورده است : « عقلانیت عملى، خیرى اصیل و مربوط به موجودى است که قادر باشد هوش خود را به طور کارآمد و مؤثر درباره مسائلى مربوط به انتخاب اعمال و شیوه زندگى و نیز شکل دادن به خوبى و خصلت‏خویش به کار گیرد.عقلانیت عملى مستلزم این است که انسان در پى داخل کردن نظمى معقول و مستدل در رفتار و عادات و شیوه زندگانى‏اش باشد.این نظم داراى دو جنبه درونى و بیرونى است.این ارزش پیچیده است.مستلزم آزادى‏وعقل، انسجام‏و وثاقت است.»[۸]
۷- دین : جان فینیس با طرح یک سؤال سعى مى‏کند تا خواننده را متوجه آخرین خیر اصیل انسانى گرداند.وى مى‏پرسد آیا نظامى که در وجود مادى [یعنى بدن] و معنوى انسان [یعنى روح و آثار آن مثل افکار، خلق و خوى و...]جریان دارد، با نظام موجود در جهان آفرینش و خالق آن (اگر خالقى داشته باشد) ارتباط دارد؟ اگر دارد چه نوع ارتباطى است؟ مسائل و پرسش‏هایى که در اطراف این سؤال اساسى براى همه انسان‏ها، خواسته یا ناخواسته مطرح مى‏شود همگى مربوط به جنبه‏ایى اصیل از وجود انسان مى‏شود که به طور بدیهى در سرشت و فطرت آدمیان نهفته است.وى این جنبه اصیل را در انسان، دین مى‏نامد که پاسخ‏گوى به پرسش‏هاى مذکور مى‏باشد.

به عقیده‌ی فینیس این‌ها اساسی‌ترین مشخصه‌هایی هستند که به کمال زندگی کمک می‌کنند. همه‌‌ی آنها جهانشمول(کلی) بوده وبر هر همه‌ی جوامع انسانی در همه‌ی زمانها حاکم هستندو همه، دارای ارزش ذاتی هستند به این معنا که فی نفسه و نه برای رسیدن به خیر دیگر، ارزش دارند. انسان برای شکوفایی خود به این خیرات مبنایی نیاز دارد.

، ویژگى مشترک خیرهاى ذاتى مزبور را در سه مورد ذیل خلاصه می کند: وی در ادامه
.همه آنها به یک اندازه خیر و بدیهى‏اند ۱-
۲- هیچ‏کدام قابل تحویل به دیگرى نیستند یعنى نمى‏توان آن را جنبه‏اى از ارزش دیگر یا ابزارى براى دست‏یافتن به ارزش دیگر دانست.
۳- به لحاظ مقدار اهمیت، هیچ‏یک از آن‏ها مهم‏تر از دیگرى نیست.از جهت اهمیت، هم عرض‏اند یعنى هیچ سلسله طولى در این امور هفت‏گانه وجود ندارد.هر یک از آنها به یک اندازه اساسى و بنیادین هستند.
وى در ادامه توضیح مى‏دهد که این امر مانع از این نمى‏شود که تمایل انسان‏ها به این خیرهاى اصیل یکسان نباشد.ممکن است ارزش دانش، نزد شخصى[مثل‏یک‏دانشمند]بیش از ارزش تفریح و سرگرمى باشد.ولى این اختلاف ارزش مربوط به ذات خیرها نیست‏بلکه مربوط به مزاج، تربیت، استعداد و فرصت‏ها و امکانات افراد است. فینیس اعتقاد دارد که حرکت از خیرهاى اصیل به سوى افعال اخلاقى باید از طریق برخى اصول اولیه انجام گیرد.وى این اصول را «لوازم اصلى معقولیت عملى‏»
[۹] نامیده است.مهم‏ترین و بحث انگیزترین این اصول عبارت است از این‏که «هدف هرگز وسیله را در جایى که به یک خیر اصیل ضربه مى‏زند، توجیه نمى‏کند.» برخى دیگر از اصول مزبور عبارتند از: «انسان باید طرح معقولى از زندگى براى خود تهیه کند» ، «انسان نباید دست‏به گزینش یا ترجیح اعتباطى در میان اشخاص بزند» ، «انسان باید در گسترش نیکى‏ها در جامعه کوشا باشد.»
بدینسان جان فینیس می‌گوید نطق اصلی نظریه‌ی حقوق طبیعی آن است که ” آنچه را که برای اشخاص انسانی خیر است” برقرار کنیم. وی به تبع آکوئیناس معتقد است که اطاعت از قانون یک وظیفه است. اما در ادامه نیز خاطر نشان  می‌کند قانونى که عادلانه نباشد اصلا قانون نیست
[۱۰]. وی معتقد است نمی‌توان بدون داشتن اجتماع، خیرهای بشری را دنبال کرد و نیز مشروعیت و اقتدار رهبر اجتماع نیز در گرو تامین بهترین و بیشترین منافع اجتماع است. از این رو، اگر قوانین ظالمانه‌ای توسط حاکم یا حاکمان وضع شود چون آن قوانین علیه خیر عمومی هستند الزام اخلاقی مستقیم برای رعایت آنها وجود نخواهند داشت.

در بخش آخر کتاب نیز فینیس اسدلالاتی پیرامون ارتباط تنگاتنگ قانون طبیعی و الهیات طبیعی و مفهوم وحی ارائه می‌کند و سعی می‌کند با استفاده از آموزه‌های الهیاتی آکوئیناس مبانی حقوق طبیعی را تنقیح کند.

 
 


[۱] John Finnis

[2] Natural law, natural rights

[3] “Law as it is” & “ law as it ought  to be”

[۴] common goods

[5] Basic forms of human flourishing

[6] Finnis,1980:78

[7] Finnis,1980:88

[8] Finnis,1980:92

[9]  The basic requirements of practical reasonableness

[10] lex injusta non est lex





نظرات :
سربرگ : فلسفه حقوق، کتاب و جزوات درسی، حقوق و علوم اجتماعی، معرفی و نقد کتاب، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط : منبع،




چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 08:11 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favorite
justification seemed to be on the web the simplest thing
to be aware of. I say to you, I definitely get annoyed while people think about worries that
they just don't know about. You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole
thing without having side-effects , people can take a signal.

Will probably be back to get more. Thanks
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 08:30 ب.ظ
I always spent my half an hour to read this blog's content everyday along with a cup of coffee.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر