• کل بازدیدها :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
چهارشنبه 11 دی 1392 :: نگارنده : تسنیم 71

آقایمان آمد عبا روی سرش بود
رنگ کبودی برتمام پیکرش بود

درکوچه یاد ماجرای کوچه افتاد
یافاطمه یافاطمه ذکر لبش بود

دستی به پهلو، دست دیگر روی دیوار
پهلو گرفتن یادگار مادرش بود

او در میان حجره‌ای دربسته اما
صدها فرشته در کنار بسترش بود

او دست و پا می‌ زد ولی با کام عطشان
گویا که دیگر لحظه‌ های آخرش بود

اما تمام فکر و ذهنش کربلا بود
یاد غریبی‌ های جد بی سرش بود

مردم گریز کربلایم اینچنین است
آمد جواد و لحظه آخر برش بود

 اما به دشت کربلا جور دگر شد
اربابمان بالای نعش اکبرش بود

باید جوانان بنی هاشم بیایند
تا این بدن را بر در خیمه رسانند

شعر از حبیب باقر زاده




نظرات :
سربرگ : ادبیات و شعر، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :






 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic