• کل بازدیدها :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
دوشنبه 21 مرداد 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده





نظرات :
سربرگ : لطایف ادبی، دل نوشته ها، عکس نوشت، تربیت و اخلاق، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




پنجشنبه 17 مرداد 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده

خداحافظ ای ماه خدا، روزه های دشوار، عطش و گرسنگی، با روزه داری سلام دادن به لب تشنه حسین(ع)، ابوحمزه و دعای سحر،مناجات های زیبای حاج منصور ارضی، ماه رقت قلوب، شب های قدر کنار مرقد امام رضا(ع)،ختم قرآن کریم،در های بسته جهنم و....
 حیف که قدر تو را ندانستم ای ماه خدا،...
در فراقت اشک ها جاری می شوند.....

خداحافظ...
خدایا، این ماه رمضان را آخرین رمضان عمر  ما قرار مده...





نظرات :
سربرگ : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




این شهر الله هم دارد تمام می شود.... خودت را به قافله حسین (ع) برسان...





نظرات :
سربرگ : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




مراقب مراحل سیر و سلوک خود باشیم:

صِرف شهود،صِرف اشراق و یا حتی شنیدن صدای بال ملائکه و زمزمه نفَس آنها، ما را به جایی جز خودشان نمی رسانند و چیزی جز رنج و خستگی و ملال برای ما ندارند، فقط باید به دنبال عبودیت بود...


به قول حافظ:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان، قال و مقال عالمی می کشم از برای تو

(ع.ص)





نظرات :
سربرگ : لطایف ادبی، دل نوشته ها، تربیت و اخلاق، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




یکشنبه 12 خرداد 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده

یا حبیب الباکین...


امان از سیمرغ بلند پرواز دل که اسیر این قفس تنگ و بال های شکسته است...

حضرت آیت الله جوادی آملی : همان گونه که در جهان تکوین ، عرش و فرش هست در هستی انسان نیز عرش و فرش وجود دارد. فرش انسان طبیعت او و عرش وی،قلب و روح اوست. قلب المومن عرش الرحمن این عرش ، مانند عرش الهی که بر آب استوار است  ،« و کان عرشه علی الماء » باید بر آب استوار باشد ، آبی که عرش انسان بر آن استوار است، اشک است...


پس حبیبا ! لختی از خواب گران برخیز و راه و رسم عاشقان درگاه را برگیر و دست و رویی از این عالم ظلمت و کدورت و شیطانیت شستشو کن و پا به کوی دوستان نه، بلکه به سوی کوی دوست حرکتی کن!

(با تشکر از خانم سماء به خاطر ارسال مطلب فوق)





نظرات :
سربرگ : لطایف ادبی، دل نوشته ها، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




پیامی ازیک نوجوان شهید که باید باآن گریست...

حکایت آن نوجوانانی که مردانه در ارتفاعات قلاویزان جنگیدند خصوصا آن 5 شیر بچه ای که برای همیشه در قله شنام ماندند و پیکرهای مقدسشان هیچ گاه پیدا نشد؛ بدجوری با دل آدم بازی می کند.

به رسم درس آموزی گوشه ای از وصیت نامه شهید کاظم مهدی زاده تخریب چی عملیات کربلای یک را در ادامه آوردم تا با هم بخوانیم و بگرییم...

می خواستم بزرگ بشم درس بخونم
مهندس بشم خاکمو آباد کنم زن بگیرم مادر و پدرمو ببرم کربلا دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک
تو راه مدرسه با هم حرف بزنیم خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم خب نشد....
باید می رفتم از مادرم، پدرم، خاکم، ناموسم، دخترم و ... دفاع کنم
رفتم که دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم

الان اوضاع چطوره؟...........

 

اینها دل نگرانی های یک نوجوان شهیداست.

اما عزیز شهیدم اگر از اوضاع الان بخواهی باید بگویم شرمنده ایم و خجالت زده.اوضاع خوب نیست همه دنبال دنیای خودشانند، دروغ همچنان وسیله امرار معاش است، بی احترامی به یکدیگر جای سعّه صدر راگرفته، همدیگر را درک نمی کنیم، کار برای رضای خدا فراموش شده، ریا و خود نمایی غوغا می کند،قول لیّن به توهین تبدیل شده،..............

بالاخره ارزش هایی که تو نگران آن بودی و جان عزیزت را به خاطر آن فدا کردی توسط میراث خواران خون تو پایمال شد. و ما همچنان شرمنده تو عزیز شهیدیم. اما یک چیز را ثابت می کنیم: اینکه همچنان محتاج هیچ کس جز خدا نیستیم، نه شرق نه غرب، نه داخلی نه خارجی، و درخط ولایت آماده جان نثاری درراه اهداف بزرگ والهی خامنه ایی عزیزهستیم.





نظرات :
سربرگ : دل نوشته ها، فرهنگ شهادت، الگوهای زندگی، چهره های آسمانی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده

از دامن زن مرد به معراج می رود

بر دامن مادر شهیدان صلوات...





نظرات :
سربرگ : دل نوشته ها، بنیان مقدس خانواده، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




 

دل نوشته هایی ازسفربه سرزمین نور ...

 

ازچندماه قبل لحظه شماری میکردم که این ایام برسددردلم غوغایی عجیب بود.آخه چندسالی ست که خداتوفیق داده وشهدا دعوتم می کنند.همش فکر می کردم اگه امسال دعوت نشم چی کار کنم زنگارهای غفلت روی دلم راکجاازبین ببرم...... امروز سوم فروردین روزموعودست همه آماده سوار شدن به اتوبوس هستند.این نوشته به دستم می رسد آن رامی گشایم ومی خوانم:      مبدء:خود مقصد:خدا  وسیله سفر:مرکب تن   توشه سفر:اخلاص   بارمجاز:بارعشق  پوشاک مناسب:لباس خاکی   ساعت حرکت:به محض رهایی ازنفس   محل پرواز:فرودگاه بین المللی تن   سازمان حامی:سازمان شهیدان اسلام     بودجه تخصیصی:نظام هستی    هزینه سفر:قبلا طی قراردادبه شماره ثبت درمرکزاسنادمذهبی که بین شهیدان وخداوند منعقدشده پرداخت گردیده است     مدت سفر:تارسیدن به لقاءالله   بیمه سفر: باصلوات برمحمد وال محمد   وسایل همراه:حداقل یک وعده دعا، مهرجهت امضای سجاده، سلاح قلم،مفاتیح جهت بازکردن درهای بسته،لیوان جهت قیاس خود بادریا،مسواک برای خوشبوشدن مجرای تکلم باشهیدان، دوربین عکاسی جهت ثبت سنددردفتراسنادآسمانها،کاغذسفیدبرای رفع کدورت وسیاهی............عزیزانی که تمایل دارندباشهیدان تماس حاصل نمایندمی توانندباشماره های مندرج درصفحات مفاتیح وادعیه تماس بگیرند.بدیهی است عدم شنیدن صدای شهدا مربوط به سیستم گیرنده خواهدبودوهیچ اشکالی درفرستنده شهیدان وجودندارد.................       این نوشته حالم رادگرگون کرد چراکه تقریبا بیشتروسایل مورد نیازرایابراثرغفلت فراموش کرده بودم همراه بردارم ویا ناقص همراه داشتم.بهرحال دیگه وقت برگشتن وتوشه برداشتن نبود.باامید به خداویاری خواستن ازشهداحرکت کردیم..........                                                                          وحالارسیدیم به منطقه فتح المبین خدایاآیامی شوداینجا شهدادلهایمان رافتح کنند،چه نخل های بی سری،وچه شقایق های زیبایی،اینجاصبردلهامان راپرکرد.و......       



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :







آقا، ببین که چشم ترم نیل می شود

قلبم به جمکران تو تبدیل می شود
آیا دوباره مثل همان سال های قبل
امسال هم بدون تو تحویل می شود؟




نظرات :
سربرگ : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات