تبلیغات
شراب طهور
 
                                                        


  • کل بازدیدها :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

درآمدی بر دکترین سینمای جمهوری اسلامی ایران

(مصاحبه با دکتر حسن عباسی)

دکترین 

سینما در جمهوری اسلامی، پس از سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی، هم‌چنان هویت خود را می‌جوید.

نخستین گزاره‌ی هویتی که سینمای ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی یافت، تبیین امام خمینی(ره) از سینما بود که «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم.» پس سینما با فحشا مترادف نیست و این سینما نیست که اسلام با آن مخالف است، بلکه مخالفت با فحشاست. سینمای منهای فحشا، یک گزاره‌ی هویتی بود که آغاز حرکت هنر هفتم، پس از انقلاب محسوب می‌شود. اما سایر انگاره‌های هویتی سینما کدامند؟ سیدمرتضی آوینی برای تبیین این انگاره‌ها، تلاش گسترده‌ای نمود، اما همه‌ی آن تلاش‌ها، در واقع دروازه‌ی حرکت برآورد می‌شد. اکنون به اعتقاد آگاهان هنری، سینمای ایران وضعیت ویژه‌ای را می‌گذراند؛ وضعیتی که سینمای جمهوری اسلامی باید دوره‌ی هویت‌یابی را به ناچار به سرانجام برساند و درد زایمان هویت را تحمل کند.

این هویت‌یابی از حوزه‌ی معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی سینما، به عرصه‌ی اجرا و مدیریت رسیده است. بررسی انتقال این هویت‌شناسی از فاز فلسفی به فاز مباحث استراتژیک، در گفت‌وگوی ما با حسن عباسی رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال صورت گرفت. سینمای ایران محتاج یک طرح استراتژیک است. اما عباسی خاطرنشان می‌کند که طرح استراتژیک ابتدا نیازمند داشتن دکترین است. دکترین سینمای جمهوری اسلامی را با ایشان به مصاحبه گذاردیم. البته مبحثی این چنین عمیق و پیچیده، در یک گفت‌وگوی محدود نمی‌گنجد، اما می‌تواند فتح بابی در این حوزه باشد....



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : غرب شناسی، تمدن و تکنولوژی، ارتباطات و رسانه، مبانی علوم انسانی، مساله شناسی انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط : منبع،




سیر مطالعاتی غرب شناسی از آثار استاد طاهر زاده


مختصر زندگی نامه:استاد اصغر طاهر زاده متولد 1330 می باشند. ایشان پس از اخذ دیپلم در سال 1350، در رشته زمین شناسی وارد دانشگاه اصفهان شدند و در همین سال پس از آشنایی با مبانی فکری امام خمینی (ره) و کتاب ولایت فقیه یگانه محور زندگی خود را دین تعیین نمودند. (دینی که از سیاست جدا نیست.) به توصیه شهید بهشتی (ره) جهت کمک به تحقق انقلاب اسلامی به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمدند و در کنار آن نیز مطالعات حوزوی را در قم دنبال می کردند. همواره دغدغه اصلی ایشان توجه به فرهنگ عمیق و ناب اسلامی و فهم و ارائه آن بوده است که در این راستا جلسات تفسیر قرآن و نهج البلاغه و شرح روایات معصومین را طرح ریزی نمودند که تاکنون ادامه دارد. استاد طاهرزاده عمدتاً تحت تاثیر حکمت متعالیه ملاصدرا و عرفان محی الدین است و امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) و آیه الله جوادی آملی حفظه الله تعالی را برای خود نمونه خوبی از تفکر دینی و تحرک سیاسی اجتماعی میداند و معتقد است اگر سازمان فکری جامعه ما از چشمه ناب تفکر این بزرگواران سیراب شود، سعادتی را که دین اسلام برای آنها آورده ، بدست خواهند آورد.

آثار ایشان به دلیل داشتن عمق زیاد و روان بودن شروع خوبی برای مطالعات در موضوعات اسلامی است و به همه کسانی که مایلند در این مسایل به تحقیق و تفکر بپردازند توصیه می شود.

در اولین قدم از سیرهای موضوعی،مناسب دیدم مبحث غرب شناسی را برای شما خوانندگان گرامی مطرح کنم:

 



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : دست نوشته، سیرمطالعاتی، غرب شناسی، تمدن و تکنولوژی، معرفی و نقد کتاب، سرگذشت و تاریخ تمدن، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




حكمت و نظریه اجتماعى و حقوقى- دکتر ابراهیم فیاض


1-نظریه اجتماعى و اجتماع، دو بعد از زندگى اجتماعى انسان‏هاست، این‏كه چگونه اجتماع  تبدیل به نظریه اجتماعى مى‏شود، یا چگونه اجتماع، نظریه اجتماعى خود را تولید مى‏كند و یا این‏كه چگونه اجتماع خود را باز تولید تئوریك مى‏كند، واسطه‏اى را مى‏طلبد آن چارچوب، یا فلسفه است یا عرفان یا حكمت (بحثى كه در شماره‏هاى قبلى گذشت)
حكمت به عنوان یك چارچوب كلان، كمك مى‏كند كه اجتماع، خودش را تبدیل به یك نظریه كند و لذا حكمت در حكم مشربى است كه با آب آن نظریه‏ها بارور و بالنده مى‏شوند.
2 - تاریخ و جغرافیا دو بعد اجتماع هستند، كه خودشان را در نظریه اجتماعى نشان مى‏دهند. تاریخ در نظریه‏هاى متفاوت زمانى و در طول زندگى بشرى خودش را متجلى ساخته، همان گونه كه جغرافیاى بشرى خودش را ظاهر كرده است، كه مى‏توان به آن جغرافیاى تفكر بشرى، یا جغرافیاى تاریخى بشر نام داد.
حكمت نیز در همین چارچوب بازى مى‏كند و نقش واسطه براى نظریه پردازى اجتماعى  را ایفا خواهد كرد. (هر چند فلسفه و عرفان نیز به دنبال همین نقش بوده‏اند، مثل غرب و شرق در جغرافیاى تاریخى خود).
3 - زمانه (تاریخ و جغرافیا) را  فناورى مى‏سازد؛ پس با  فناورى است كه  زمان و مكان، تعریف مى‏شوند. و رسانه به عنوان فناورى ارتباطى، پیش‏ترین تاثیر را در ساختن زمانه دارد؛ پس فهم رسانه‏اى تاریخ و جغرافیا مى‏تواند ما را به تاریخ نظریه‏هاى اجتماعى، راهنمایى كند، كه چگونه تولید شده‏اند و چگونه تطور و تحول یافته‏اند و حكمت، فلسفه و عرفان نیز داراى قابلیت این گونه مطالعات هستند تا بتوان به جغرافیاى تاریخى اندیشه‏هاى بشرى و نظریه‏هاى اجتماعى مبتنى بر آن رسید.
4 - حكمت خود یك مقوله ارتباطى است؛ یعنى حكمت بر عكس فلسفه و عرفان، یك چارچوب ارتباطى است؛ چرا كه فلسفه براساس جامعه بنا مى‏شود و عرفان براساس خرد خود را بنا مى‏كند، ولى حكمت براساس جماعت و اجتماع خود را بنا مى‏كند؛ یعنى آنچه هویت این حكمت را تشكیل مى‏دهد، جماعت و اجتماع محورى است نه فرد و نه جامعه، و جماعت و اجتماع  خود را براساس سنت بنا مى‏كنند و متن سنت نیز فرهنگ را تشكیل مى‏دهد و فرهنگ بدون پویایى، وجود ندارد و سازوكار پویایى فرهنگ ارتباطات است. .....



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : غرب شناسی، مبانی علوم انسانی، حقوق و علوم اجتماعی، فلسفه حقوق، اندیشه ومعارف اسلامی، فلسفه وحکمت اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2