تبلیغات
شراب طهور
 
                                                        


  • کل بازدیدها :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

 

این ماه شعبان حتمامیدانید- دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است؛



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : سبک رندگی، تربیت و اخلاق، الگوهای زندگی، عرفان نظری وعملی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




http://www.askquran.ir/attachments/3375d1212869299-22.jpg

لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب. از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود به‌آسانى صرفنظر کرد



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، الگوهای زندگی، عرفان نظری وعملی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




1) المنطق(مرحوم محمّد رضا مظفّر)به ضمیمة مطالعة: حاشیه(ملّا عبد...یزدی)+رهبرخرد(محمود مجتهد خراسانی)


2)شرح باب حادی عشر(فاضل مقداد)+منظومه/ بخش منطق (مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: مغالطات(سیّد علی اصغر خندان)+منطق کاربردی(سیّد علی اصغر خندان)


3)بدایة الحکمة(مرحوم علّامه طباطبائی)+فلسفتنا(شهیدصدر) به ضمیمة مطالعة: آموزش فلسفه
مسألة شناخت (شهید مرتضی مطهّری)+ شناخت در فلسفه اسلامی(استاد جعفر سبحانی)

4) منظومه/ بخش حکمت(مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: شرح مبسوط منظومه (شهید مرتضی مطهّری)+ اصول فلسفه و روش رئالیسم/ جلد 3 و4و 5 (مرحوم علّامه طباطبائی)+نظریّة المعرفة(استاد جعفر سبحانی)

5)کشف المراد( علّامه حلّی )+نهایة الحکمة( علّامه طباطبائی)
به ضمیمة مطالعة: تعلیقات استاد مصباح و استاد فیّاضی بر نهایةالحکمة+ معرفت شناسی در قرآن(استاد جوادی آملی)



 برای دریافت ادامه سیر به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : سیرمطالعاتی، کلام قدیم وجدید، مبانی علوم انسانی، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، فلسفه وحکمت اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




در کتاب تاریخ نیشابور آمده است:
در سفر حضرت رضا علیه السلام به خراسان، کجاوه‌ی امام وارد نیشابور شد و در حال عبور از بازار بود که دو نفر از راویان احادیث به نام‌های «ابوذرعه» و «محمد بن اسلم طوسی» جلو آمدند و به امام عرض کردند:«ای امام و فرزند امامان، ای سلاله پاک فاطمه زهرا و ای چکیده پرثمر نبوت! به حق پدران گرامیت صورت مبارک و پرنور خود را به ما بنمایان و حدیثی از جد بزرگوارت را برای ما بگو!»
امام دستور داد کجاوه را متوقف کنند. سپس سایبان را کنار زد و چشم مسلمانان به جمال نورانیش منور شد.
مردم همه روی پا ایستادند. صدای گریه از هر سو بلند شد و اشک شوق از دیده‌ها فرو ریخت. گروهی خود را به خاک می‌افکندند، عده‌ای افسار مرکبش را بوسه می‌زدند، یا گردن می کشیدند تا صورت مبارک امام را ببینند.
ازدحام و غوغا تا ظهر طول کشید و مردم همچون سیل اشک می ریختند تا سرانجام، بزرگان قوم فریاد زدند:« ای مردم! گوش فرا دهید و فرزند رسول خدا را آزار ندهید، که این کار آزار رسول خداست.»
مردم ساکت شدند و بیست و چهار هزار قلم و دوات آماده شد تا حدیث امام را بنویسند. این حدیث شریف بعدها به «حدیث سلسلة الذهب» (سلسله‌ی طلا) معروف شد؛ چون راویان آن حدیث همه از معصومین (رسول خدا و ائمه ) و جبرئیل علیهم السلام هستند.
بوزرعه و محمد بن اسلم نیز مأمور شدند تا حدیث را برای افرادی که صدای امام را نمی‌شنیدند با صدای بلند تکرار کنند.
امام رضا علیه السلام این چنین آغاز کرد:« پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود:« کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی»
(کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.)
سپس حضرت رضا علیه السلام فرمود:« آری، خداوند راست فرمود و جبرئیل و رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام همه راست گفته اند.»
در این هنگام کجاوه امام به راه افتاد.(چه بسا مامورین مأمون، کجاوه را حرکت دادند.)
ولی امام اشاره کرد کجاوه را نگه دارند و ندا کرد:« بشرطها و انا من شروطها »
(اما در صورتی که به شرط‌های آن عمل شود، و من یکی از آن شرط‌ها هستم.)





نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، الگوهای زندگی، علوم قرآنی و حدیث، چهره های آسمانی، اسماء حسنای الهی، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




 
*عزلت
امام صادق(ع) فرمودند: کسی که عزلت گزیده است در حصن وارد شده و در حفظ و حراست الهی است، پس خوشا به حال کسی که در خلوت و جلوت تنها باشد.
 
*آثار عزلت
بعضی از آثار آن عبارتند از:
الف- حفظ اعضا از گناه و آلودگی
ب- آرامش قلب
ج- سلامت زندگی
د- شکستن اسلحه شیطان
هـ- دوری از هر گونه بدی
 
*ضرورت عزلت
هیچ پیامبر و امامی نیست مگر اینکه مدتی از عمرش را عزلت گزیده است، حال چه در ابتدا مأموریت و رسالتش یا در انتهای آن!
شیخ بهائی در کشکول از سفیان ثوری روایت می‌کند که: از امام صادق(ع) شنیدم که می‌فرمودند: سلامت در دین بسیار گرانقدر و ارزشمند است، در حدی که راه رسیدن به آن مجهول مانده، پس بدان اگر سلامت در دین در جایی یافت شود، امید است در خُمول و گمنامی پیدا شود و اگر در خمول به دست نیامده امید است در خلوت و عزلت گزیدن به دست آید، گرچه خلوت مثل گمنامی نیست و اگر در آن هم حاصل نشده، امید است در سکوت هم پیدا نشد، در سخنان پیشینیان خیراندیش به دست می‌آید و در هر حال سعادتمند کسی است که در جان خویش خلوتی بجوید.
در این آیه کریمه تأمل کن: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً؛ فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً »
یاد کن قصه حضرت مریم(س) را در قرآن، آن زمان که ‌آن حضرت از قومش جدا شد و در گوشه‌ای خلوت، به عزلت نشست، اینجا بود که ما هم روح الهی‌مان را در چهره بشری زیبا و سرو قامت بسویش فرستادیم.
 
*معنای عزلت
عزلت همان خروج از اختلافات و آمیزش با مردم است و گوشه‌ای به انزوا نشستن و از خلق بریدن و ریشه آن و معنای اصلی‌اش، کنترل حواس و مانع شدن از تصرف آن‌ها در محسوسات است، البته از طریق خلوت گزیدن، زیرا هر بلا و فتنه‌ای که روح به آن مبتلا می‌شود از طریق روزنه‌های همین حواس ظاهر است، پس خلوت و عزلت حواس ظاهری رشته‌های وابستگی نفس به دنیا و شیطان و هوی و هوس را قطع می‌کند....


ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط : منبع،




جمعه 18 مرداد 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده

 

من جوانى را سراغ داشتم سخت وابسته‏ى لباس و قیافه‏اش بود، حتى وسواسى داشت كه پارچه‏اش از كجا باشد و دوختش از فلان و مدلش از بهمان.

براى دوستى با او همین بس كه از لباسش و اتویش و قیافه‏اش تحسین كنى و یا از طرز تهیه‏ى آن بپرسى. او عاشق ظاهر سازى و سر و وضع مرتب بود و به این خاطر از خیلى‏ها بریده بود تا این‏كه عشقى بزرگ‏تر در دلش ریخت و با دخترى آشنا شد و با هم سفرى كردند و در راه تصادفى.

جوانك در آن لحظه‏ى بحرانى از رنج‏هاى خودش فارغ بود و خودش را فراموش كرده بود و به محبوبه‏اش مى‏اندیشید و سخت به او مشغول بود.

او به خاطر پانسمان محبوبش به راحتى لباس‏هایش را پاره مى‏كرد و زخم‏ها را مى‏بست و راستى سرخوش بود كه خطرى پیش نیامده است.

هنگامى كه عشقى بزرگ‏تر دل را بگیرد، عشق‏هاى كوچك‏تر نردبان آن خواهند بود.

علی صفایی حائری،مسؤولیت و سازندگى ج 1، ص 41

 





نظرات :
سربرگ : لطایف ادبی، تربیت و اخلاق، الگوهای زندگی، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط : منبع،




مراقب مراحل سیر و سلوک خود باشیم:

صِرف شهود،صِرف اشراق و یا حتی شنیدن صدای بال ملائکه و زمزمه نفَس آنها، ما را به جایی جز خودشان نمی رسانند و چیزی جز رنج و خستگی و ملال برای ما ندارند، فقط باید به دنبال عبودیت بود...


به قول حافظ:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان، قال و مقال عالمی می کشم از برای تو

(ع.ص)





نظرات :
سربرگ : لطایف ادبی، دل نوشته ها، تربیت و اخلاق، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




چهارشنبه 1 خرداد 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده

طهارت و تقوای زبان


« یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت  لغد و  اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون...»
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا دارید.
وانسان باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است . و از خدا بترسید.بی تردید خدا به آنچه می کنید آگاه است...
مولا علی (علیه السلام)می فرمایند:
دنیا منزلگاهی است پرفراز و نشیب و خانه ای است ناپایدار...
و چون این چنین است ، زاد راه سفر برگیرید و بهترین زاد راه تقواست:
« و اتقوا  الله لعلکم تفلحون...»


اما حقیقت تقوا چیست؟ وچگونه می توان آن را در زندگی به کار برد؟
علامه طباطبایی حقیقت تقوا را این گونه بیان می فرمایند: « تقوای خداوند سبحان عبارت است از:خداوند متعال اطاعت شود ومعصیت نشود.وبنده او در همه احوال برای او خاضع گردد.چه اینکه او نعمتش بدهد چه اینکه ندهد
بنابراین تقوا که خدا در قرآن بارها سفارش کرده همان « انجام واجبات و ترک محرمات است».در واقع این گونه به نظر می رسد که تقوا حقیقتی است که باید در وجود ما به طورکامل تجلی گردد. در گوش ما در چشم ما در زبان ما در فکر ما و مهمتر از همه در قلب ما که سرمنشا احساسات آدمی است.

و اما تقوای زبان:
زبان مبارک انسان همانند دیگر اعضایش موجودی است که خداوند آن را پاک و طاهر خلق کرده که اگر انسان در حفظ و پاکی آن کوشا نباشد و هر آنچه می خواهد بگوید علاوه بر نجاست زبان و صوتی که از دهانش خارج می شود، گوش مخاطب را نیز آلوده و نجس می کند. ولذا آیه «لا یمسه الا المطهرون» در همه جا جاری است.
خیلی ها تصور می کنند نجاست همیشه همین بول و غائط است که انسان باید آن را از خودش دفع کند و حال اینکه نجاست معنای عامی دارد که حرف بیهوده و گزاف را نیز شامل می شود و دهان به واسطه آن نجس می گردد و قابلیت خواندن قرآن را از دست می دهد. دهانی که به غیبت کردن، دروغ گفتن و فحش دادن و حرف های گزاف و بیهوده باز شود فاقد طهارت است و نشان از یک نجاست باطنی دارد . زیرا نجاست درون ،نجاست بیرونی را نیز در پی دارد.گاهی ممکن است ظاهر بدن نجس باشد امان درون بدن نجس نباشد، اما در موردبد دهان و آنکه حرف لغو می گوید باید گفت درونش نجس بوده که به بیرون سرایت کرده است. به خاطر همین در روایات فرموده اند: با کسی که بد دهان است رفیق نشوید زیرا دوستان بد دهان انسان را بد بار می آورند.
 خلاصه آنکه برخی از مصادیق تقوای زبان : 1-غیبت نکردن 2-حرف بیهوده نزدن 3-دشنام ندادن 4-دروغ نگفتن است. چه چیز دیگری به نظر شما از مصادیق تقوای زبان است؟....

(باتشکر از خانم سماء به جهت تالیف و ارسال مطلب فوق)





نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :